شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از حریص افزون به قانع فیض احسان می‌رسدروزی مور از شکرخند سلیمان می‌رسد
۲
حاصل عالم بود از قانعان، کز کشتزارهرچه از موران زیاد آید به دهقان می‌رسد
۳
بید می‌گردد پس از خشکی برومند از نباتاز سر منصور دار آخر به سامان می‌رسد
۴
حلقه درگاه امیدست چشم انتظاربوی پیراهن به داد پیر کنعان می‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth