خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هله عاشقان بشارت که نماند این جداییبرسد وصال دولت بکند خدا خدایی
۲
ز کرم مزید آید دو هزار عید آیددو جهان مرید آید تو هنوز خود کجایی
۳
شکر وفا بکاری سر روح را بخاریز زمانه عار داری به نهم فلک برآیی
۴
کرمت به خود کشاند به مراد دل رساندغم این و آن نماند بدهد صفا صفایی
صفحهٔ ۱ از ۳