خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به تسلیم و رضا قانع دل خودکام شدموجه بیتابی من لنگر آرام شد
۲
کعبه جویان را اگر گردید بی چشمی حجابدیده ما را سفیدی جامه احرام شد
۳
برد اوج اعتبار آرام و آسایش ز منخواب شیرین تلخ بر من زین کنار بام شد
۴
روی سرخ خویش را کرد از تهی مغزی سیاهچون عقیق ساده دل هر کس که صاحب نام شد
صفحهٔ ۱ از ۴