خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان به تنگ آمد زکلفت غمگساران را چه شد؟دل به جان آمد ز وحشت دل شکاران را چه شد؟
۲
زاهدان سنگدل بستند اگر کشتی به خشکهمت دریا رکاب میگساران را چه شد؟
۳
بر نمی آرند خاری همرهان از پای همگردل سوزن ز آهن گشت، یاران را چه شد؟
۴
دست گلها را اگر بسته است غفلت در نگارپنجه مشکل گشای نوبهاران را چه شد؟
صفحهٔ ۱ از ۳