شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به خط از زلف کار دل فتاد آسوده شدراهرو آسوده گردد راه چون پیموده شد
۲
چهره خندان او تا در گلستان جلوه کردبلبلان را در نظر گل چهره نگشوده شد
۳
صحبت زاهد مرا خاموش کرد از حرف عشقطوطی من لال ازین آیینه نزدوده شد
۴
می کند روشن سواد مردم از نقش قدمچون قلم پایی که در راه سخن فرسوده شد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth