شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماند دلتنگ آن که باغ دلگشای خود نشددربدر افتاد هر کس آشنای خود نشد
۲
می کند در ناخنش نی، پرده بیگانگیهر که از پهلوی لاغر بوریای خود نشد
۳
شد بیابان مرگ غفلت رهروی کز پیچ و تابدر بیابان طلب زنجیر پای خود نشد
۴
سفره گردون ندارد لقمه ای بی زهر چشمسیر شد از زندگی هر کس گدای خود نشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth