شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق دلهای به خاک افتاده را در بر کشدزال را سیمرغ می باید به زیر پر کشد
۲
از نسیم پیرهن می بایدش آغوش ساختهر که خواهد سرو سیمین ترا دربرکشد
۳
جز در دل نیست راهی کعبه مقصود راپا به دولت می زند هر کس که پا زین درکشد
۴
بر ضعیفان جور کردن، جور بر خود کردن استرشته آخر انتقام کاهش از گوهر کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth