خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف چون قلاب او آب از دل آهن کشدریشه جوهر برون زآیینه روشن کشد
۲
می برد در روز روشن ره به آن تنگ دهندر شب تاریک هر کس رشته در سوزن کشد
۳
از نظربازان مشو غافل که هر روز آفتاببا کمال سرفرازی سر به هر روزن کشد
۴
خانه زنبور شد از گردن افرازی هدفاین سزای آن که در این خاکدان گردن کشد
صفحهٔ ۱ از ۲