شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی سر از تیغ شهادت جان روشن می کشد؟شمع در راه نسیم صبح گردن می کشد
۲
نیست مانع حسن را مستوری از خون ریختنگل به خون بلبلان در غنچه دامن می کشد
۳
یار را از اوج استغنا فرود آورد عجزاز گریبان مسیح این خار سوزن می کشد
۴
بیدلی ما را گریزان دارد از تیغ اجلورنه خار از انتظار برق گردن می کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth