خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه عمری شد صبا مشق ریاحین می کشدخجلت روی زمین زان خط مشکین می کشد
۲
بوالهوس را روی دادن، خون عصمت خوردن استوای بر آن گل که خار از دست گلچین می کشد
۳
می کند بالین ز زانو خاکساران تراچرخ کز زیر سر بیمار، بالین می کشد
۴
چون فلک هر سبزه شوخی که می خیزد زخاکگردنی در راه آن آهوی مشکین می کشد
صفحهٔ ۱ از ۳