خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبیکه پیالههاست مردم تو شراب بخش خنبی
۲
هله خواجه خاک او شو چو سوار شد به میدانسر اسب را مگردان که تو سر نهای تو سنبی
۳
که در آن زمان سری تو که تو خویش دنب دانیچو تو را سری هوس شد تو یقین بدانک دنبی
۴
ز جهان گریز و وابر تو ز طاق و از طرنبشچو ز خویش طاق گشتی ز چه بسته طرنبی
صفحهٔ ۱ از ۲