خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست چون عیسی زدنیا پاک می باید فشاندگرد ره در دامن افلاک می باید فشاند
۲
اتصال بحر بر بی دست و پایان مشکل استدر گذار سیل این خاشاک می باید فشاند
۳
عالم انوار را نتوان غبارآلود ساختگرد هستی را زدامن پاک می باید فشاند
۴
دور عیش نقطه از پرگار می گردد تمامخرده جان را بر آن فتراک می باید فشاند
صفحهٔ ۱ از ۳