شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دیار مردمی دیار در عالم نماندآشنارویی به جز دیوار در عالم نماند
۲
تیشه فولاد انگشت ندامت می گزدحیف یک فرهاد شیرین کار در عالم نماند
۳
هر کجا خاری است در پیراهن من می خلدگرچه از چشم تر من خار در عالم نماند
۴
از بنای استوار شرع با آن محکمیغیر برفین گنبد دستار در عالم نماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth