خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاکسارانی که همت بر تحمل بسته انددست رستم را به تدبیر تنزل بسته اند
۲
از ثبات پای خود لنگر به دست آورده اندبادبان بر کشتی خود از توکل بسته اند
۳
در چه ساعت در چمن رنگ محبت ریختند؟غنچه ها یکسر کمر در خون بلبل بسته اند
۴
تا زیاجوج هوس باشند ایمن گلرخانسد آهن در ره از تیغ تغافل بسته اند
صفحهٔ ۱ از ۲