شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اندساغر لبریز و دست رعشه دارم داده اند
۲
آفتاب عالم افروزم که از بیم گزندنیل چشم زخم ازین نیلی حصارم داده اند
۳
از سر هر خار صد زخم نمایان خورده امتا دم جان بخش چون باد بهارم داده ام
۴
گرچه چون مژگان تهیدستم زاسباب جهانهمتی چون گریه بی اختیارم داده اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth