خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساده لوحانی که درد خود به درمان داده انددامن یوسف زدست از مکر اخوان داده اند
۲
محرمان کعبه مقصود، از تار نفسجامه احرام خود چون صبح سامان داده اند
۳
یک گل بی خار گردیده است در چشمم جهانتا مرا چون شبنم گل چشم حیران داده اند
۴
نیست غافل عاشق از پاس ادب در بیخودیعندلیب مست را سر در گلستان داده اند
صفحهٔ ۱ از ۳