خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوشهگیرانی که رو در خلوت دل کردهاندرشته جان را خلاص از مهره گِل کردهاند
۲
اهل دنیا در نظربازی به اسباب جهانحلقهای هر لحظه افزون بر سلاسل کردهاند
۳
کارافزایان که دنبال تکلف رفتهاندزندگی و مرگ را بر خویش مشکل کردهاند
۴
بر رخ بیپرده مقصود، کوته دیدگانپردهها افزون ز دامان وسایل کردهاند
صفحهٔ ۱ از ۴