شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین بر قلب ایمان یا دل ما می‌زنددزد خال او شبی خود را به صد جا می‌زند
۲
جام چون خالی شود سر می‌نهد در پای خُمابر چون بی‌آب شد بر قلب دریا می‌زند
۳
اینقدرها شوربختی را اثر می بوده است؟می‌شود هشیار هرکس باده با ما می‌زند
۴
جان مشتاقان نمی‌سازد به زندان بدنوحشی ما زود بر دامان صحرا می‌زند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth