خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زندباغبان در سایه گل خواب راحت می زند
۲
می شود از سنگ طفلان چون تن مجنون کبودخال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند
۳
در شبستانی که می سوزد برون در سپندبی ادب پروانه ما بال جرأت می زند
۴
عشق از هر کس که می خواهد حدیثی وا کشدخامه اش را شق به شمشیر شهادت می زند
صفحهٔ ۱ از ۳