شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۸۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداریسوی مستقر اصلی ز چه رو سفر نداری
۲
به دم خوش سحرگه همه خلق زنده گرددتو چگونه دلستانی که دم سحر نداری
۳
تو چگونه گلستانی که گلی ز تو نرویدتو چگونه باغ و راغی که یکی شجر نداری
۴
تو دلا چنان شدستی ز خرابی و ز مستیسخن پدر نگویی هوس پسر نداری
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth