خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که بال و پر چو سرو از همت والا کندسیر با استادگی در عالم بالا کند
۲
از دل پرخون بود در گریه چشم من دلیردخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند
۳
کار چون افتاد شیرین، کارفرما می شودتیشه فرهاد ممکن نیست سر بالا کند
۴
درفشاندن گر کند تقصیر از دون همتی استهر که احسان همچو ابر از کیسه دریا کند
صفحهٔ ۱ از ۳