خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می به جرأت در قدح در پای خم مینا کنددخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند
۲
از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوزبید مجنون را میسر نیست سر بالا کند
۳
می کند همواری من خصم را شیرین زبانزنگ را آیینه ام چون طوطیان گویا کند
۴
رهنورد شوق را منزل شود سنگ فسانموج هیهات است در ساحل میان راوا کند
صفحهٔ ۱ از ۲