خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف دلها را به دور خط نگهبانی کندچون شود معزول عامل سبحه گردانی کند
۲
دست گلچین می شود هر خار مژگانی که هستاز عرق چون چهره ساقی گل افشانی کند
۳
شکر قاتل را به خاموشی ادا کردم که نقشخامه نقاش را تحسین به حیرانی کند
۴
چون صنوبر در سر هر موی دارد ناله ایهر که دلهای پریشان را نگهبانی کرد
صفحهٔ ۱ از ۳