شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سیل اشکم گوهر راز آشکارا می‌کندآنچه پنهان کرده‌ام سیما هویدا می‌کند
۲
لعل نوشین خنده‌ات کار مسیحا می‌کندیعنی از عیسی بمیرد باز احیا می‌کند
۳
نیست زور بازوی دولت درین ره دستگیرمی‌خورد خضر آنچه اسکندر تمنا می‌کند
۴
گر به ظاهر گریه بلبل ندارد اعتباردامن خود را به این امید، گل وا می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth