شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیشه را از خون خود فرهاد رنگین می‌کندزهر غیرت مرگ را در کام شیرین می‌کند
۲
در چراغ گرم‌خونی رحم چون روغن کندشمع از بال و پر پروانه بالین می‌کند
۳
بس که ترسیده است چشم غنچه از غارتگرانبال بلبل را خیال دست گلچین می‌کند
۴
خار خار اشتیاق گوشه دستار اوخار در پیراهن گل‌های رنگین می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth