شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۸۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلرباییدو جهان به هم برآید چو جمال خود نمایی
۲
تو شراب و ما سبویی تو چو آب و ما چو جویینه مکان تو را نه سویی و همه به سوی مایی
۳
به تو دل چگونه پوید نظرم چگونه جویدکه سخن چگونه پرسد ز دهان که تو کجایی
۴
تو به گوش دل چه گفتی که به خنده‌اش شکفتیبه دهان نی چه دادی که گرفت قندخایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth