شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده ما سیر چشمان شان دنیا بشکندهمچو جوهر نقش را آیینه ما بشکند
۲
بر سفال جسم لرزیدن ندارد حاصلیاین سبو امروز اگر نشکست فردا بشکند
۳
گوهر ما را شکستن مومیایی کرده استسبز گردد خار اگر در دیده ما بشکند
۴
خود شکن را از شکست دیگران اندیشه نیستفارغ است از سنگ چون بی سنگ مینا بشکند
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth