شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که خار آرزو در دیده دل بشکندبی تردد پای در دامان منزل بشکند
۲
از هجوم آرزو جای نفس در سینه نیستسخت می ترسم که آخر شهپر دل بشکند
۳
با دوصد بند گران عالم زما پرشور شدآه اگر زور جنون ما سلاسل بشکند
۴
از مروت نیست حرف سخت با عاشق زدنسنگدل آن کس که بال مرغ بسمل بشکند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth