شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۵۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نمک در باده آن کان ملاحت افکنددر میان میکشان شور قیامت افکند
۲
چون به سیر ماهتاب آید مه شبگرد منماه را از هاله در گرداب حیرت افکند
۳
استخوان در پیکرش صبح سعادت می شودسایه بر هر کس همای ما به دولت افکند
۴
تا توان در کنج عزلت با سر آزاده زیستخویش را عاقل چرا در دام صحبت افکند؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth