خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۵۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نور شمع طور کی گردد زهر محفل بلند؟کی شود این شعله جانسوز از هر دل بلند؟
۲
دوری راه طلب از همت کوتاه ماستچون بود شبگیر کوته، می شود منزل بلند
۳
دانه امید ما چون سر برون آرد زخاک؟ابر تردستی نشد زین بحر بی حاصل بلند
۴
ما زبان شکوه را بر یکدگر پیچیده ایماز رگ ما خون به صد نشتر شود مشکل بلند
صفحهٔ ۱ از ۲