شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی به کوشش عاقلان را نشأه سودا دهند؟عشق تشریفی بود کز عالم بالا دهند
۲
عارفان چون دل به آن یکتای بی همتا دهندهر دو عالم را طلاق اول به پشت پا دهند
۳
دست در دامان همت زن که گوهر می شودقطره آبی اگر از عالم بالا دهند
۴
هر که چون پیکان زبان او بود با دل یکیراست کیشان چون خدنگش بر سر خود جا دهند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth