شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش بزم از شور ما یک سینه پرجوش بودتلخی می محو در گلبانگ نوشانوش بود
۲
نرگس مخمور خون عقل در پیمانه داشتجلوه مستانه سیلاب متاع هوش بود
۳
گرچه دامن می کشید از سایه خود سرو اوباغ بر گل تنگ از خمیازه آغوش بود
۴
بر نمی آمد صدا از هیچ کس غیر از سپندشمع مجلس با زبان آتشین خاموش بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth