شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مطرب از خود داشت جوش سینه گلهای باغناله بلبل درین بستانسرا بیگانه بود
۲
عشق ازین هنگامه مطلب جز شکست دل نداشتگردش نه آسیا از بهر این یک دانه بود
۳
یاد ایامی که نور شمع با آن سرکشیزیر یک پیراهن فانوس با پروانه بود
۴
تا نشد کشت جهان از دانه دل بارورآسمانها در شمار سبزه بیگانه بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth