شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روح را در تنگنای جسم کی شادی بود؟مرغ دام افتاده را شادی در آزادی بود
۲
راحت منزل نگردد سنگ راهش همچو سیلشوق هر کس را که در راه طلب هادی بود
۳
سالکان را سرمه آه و فغان باشد وصولتا نپیوندد به دریا سیل فریادی بود
۴
دلربایی حسن را در پرده شرم است بیشچشم خواباندن به ظاهر شرط صیادی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth