خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۶۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش ازین حسن مجرد تشنه زیور نبودچشم دریا در خمار شبنم گوهر نبود
۲
بلبل ما هر زمان بر شاخساری می نشستبیضه افلاک ما را زیر بال و پر نبود
۳
در گلستانی که ما گلبانگ عشرت می زدیمزهره فریاد کردن حلقه را بر در نبود
۴
خط او این نقش زد بر آب، ورنه پیش ازینپرده دار آتش یاقوت خاکستر نبود
صفحهٔ ۱ از ۲