شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صورت شیرین اگر از لوح خارا می‌روداز دل سنگین ما نقش تمنا می‌رود
۲
می‌دود مجنون به زور عشق بر گرد جهانآب دارد قوت از سرچشمه هرجا می‌رود
۳
برنمی‌آید غرور حسن با تمکین عشقیوسف از کنعان به سودای زلیخا می‌رود
۴
عمر چون سیل و عدم دریا و ما خار و خسیمدر رکاب سیل، خار و خس به دریا می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth