شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی ز سیل گرم‌رو بر روی صحرا می‌رود؟آنچه از مژگان تر بر چهرهٔ ما می‌رود
۲
عشق را در کشور ما آبروی دیگرستیوسف اینجا بر سر راه زلیخا می‌رود
۳
بر امید وعده شب در میان زلف اوروزگاری شد که روز از کیسه ما می‌رود
۴
رفتی و از بدگمانی‌های عشق دوربینتا تو می‌آیی به مجلس دل به صد جا می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth