شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون خرامان از نظر آن سرو قامت می رودهمچو سیل از پیش، پای کوه طاقت می رود
۲
این سر سختی که از سنگ ملامت خورده استزود دل در حلقه اهل سلامت می رود
۳
در بیابان جنون از راهزن اندیشه نیستکاروان در کاروان سنگ ملامت می رود!
۴
در خرابات مغان بی عصمتی را راه نیستدختر رز با سیه مستان به خلوت می رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth