شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مفلس از بزم شراب ما توانگر می‌رودابر اینجا تا کمر در آب گوهر می‌رود
۲
چشم ما در حشر خواهد داد شکر خواب دادتلخی بادام ما از شور محشر می‌رود
۳
عشق را با صبر و طاقت جمع کردن مشکل استکشتی طوفانی ما خوش به لنگر می‌رود
۴
تا گشودی چاک پیراهن، ز دست‌انداز رشکچاک در پیراهن یوسف سراسر می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth