شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کجا حرف شراب ارغوانی می روداز دهان خضر آب زندگانی می رود
۲
ناامیدی می دواند موسی ما را به طوردیگ شوق ما بسر از لن ترانی می رود
۳
هیچ کس از کاروان شوق در دنبال نیستآتش اینجا پیش پیش کاروانی می رود
۴
حاجت دام و کمندی نیست در تسخیر منچون ترا می بینم از خونم روانی می رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth