خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۶۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جهان بی نیاز خاک سیم و زر شودآبرو را چون کنی گردآوری گوهر شود
۲
جان روشن از گداز جسم می بالد به خودمی زند ناخن به دلها ماه چون لاغر شود
۳
شکر می سازد شکایت را دل خرسند ماسبزه زنگار در شمشیر ما جوهر شود
۴
حسن لیلی در بیابان گر چنین شور افکنددامن صحرا به مجنون دامن محشر شود
صفحهٔ ۱ از ۳