خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۶۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دلی کز عشق گوهر آب شد، گوهر شودهر که را سوزد درین دریا نفس، عنبر شود
۲
گوشه گیری فیضها دارد درین وحشت سراقطره از دریا چو رو پنهان کند گوهر شود
۳
ناقصان را شهپر دعوی است دنیای خسیسچون شرر با خار آمیزد زبان آور شود
۴
راستی دامان جمعیت به دست آوردن استرشته چون هموار شد شیرازه گوهر شود
صفحهٔ ۱ از ۳