خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۶۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتگو از عقد دندان گوهر غلطان شودپوچ گو گردد کهنسالی که بی دندان شود
۲
مگذران در خواب غفلت زندگانی را که عمرچون فلاخن از گرانجانی سبک جولان شود
۳
نیست اهل عشق را اندیشه ای از درد و داغبر خلیل الله آتش سنبل و ریحان شود
۴
می برد گیرایی از کف روی تلخ میزبانخشک از آن در بحر دایم پنجه مرجان شود
صفحهٔ ۱ از ۲