شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با وجود مرگ، کی هستی گوارا می‌شود؟تلخی ماتم کجا شیرین به حلوا می‌شود
۲
بر سر بازار چون آیینه‌های ساده‌لوحجوهر بیناییم خرج تماشا می‌شود
۳
هر بلندی پست می‌گردد به تدریج زمانآخر این کهسارها دامان صحرا می‌شود
۴
کوهکن از نقش شیرین پشت خود بر کوه دادلاف بیکارست هرجا کار گویا می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth