خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۶۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به دشمن چون ملایم شد مصفا میشودسنگ با آتش چو نرمی کرد مینا میشود
۲
ای نسیم بیمروت باددستی واگذارصبح میسوزد نفس تا غنچهای وامیشود
۳
چون رود بیرون ز باغ آن یوسف گل پیرهنگل به دامنگیریش دست زلیخا میشود
۴
گرد عصیان بحر رحمت را نمیآرد به جوشصاف گردد سیل چون واصل به دریا میشود
صفحهٔ ۱ از ۳