شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خانه‌ای کز نور حسن او مصفا می‌شودحلقه بیرون در محو تماشا می‌شود
۲
هر طلسمی را به نام باددستی بسته‌اندچشم یعقوب از نسیم پیرهن وامی‌شود
۳
شرط قطع وادی هستی مجرد گشتن استزور می‌آرد به ره رهرو چو تنها می‌شود
۴
می‌زند غیرت نمک بر دیده خونبار مندر سر هرکس که شور عشق پیدا می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth