شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شودچون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود
۲
گر چنین مجنون ما را عشق در شور آورددامن دشت جنون صحرای محشر می‌شود
۳
آب جای باده گلرنگ نتواند گرفتتشنه دیدار کی قانع به کوثر می‌شود؟
۴
از گریبان خموشی هرکه آرد سر برونچون چراغ صبحگاهی خرج صرصر می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth