شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۶۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سبزه زنگار در تیغ تو جوهر می‌شودکف درین دریای گوهرخیز عنبر می‌شود
۲
در دیار اهل غیرت قاصد و پیغام نیستنامه مقراض پر و بال کبوتر می‌شود
۳
غیر بی‌رنگی که حسنش رنگ بست افتاده استدل به هر رنگی که بستم رنگ دیگر می‌شود
۴
هرکه دل بر رنگ و بوی باغ چون شبنم نبستتکمه پیراهن خورشید انور می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth