خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میشود عارف خجل نادان چو ملزم میشودمیکشد ناموس عالم هرکه آدم میشود
۲
کیمیای تازهرویی در بغل داریم ماخار در پیراهن ما سبز و خرم میشود
۳
نیست از زخم زبان پروا اسیران ترادر رگ این سختجانان نیشتر خم میشود
۴
در گلستانی که بلبل خون خود را میخورددامن گل داغدار از اشک شبنم میشود
صفحهٔ ۱ از ۳