شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زودتر دل جمع گردد چون پریشان می شودچون شود سی پاره قرآن ختم آسان می شود
۲
زخمی تیغ تو شادیمرگ گردد از نشاطآنچنان کز خنده زخم گل نمایان می شود
۳
مصحف ناطق شد از خط صفحه رخسار یارمور گویا در کف دست سلیمان می شود
۴
سروها چون سبزه خوابیده می آید به چشمدر خیابانی که قد او خرامان می شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth